محمد رضا قمشه اى

53

مجموعة آثار آقا محمد رضا القمشه اى حكيم صهبا ( فارسى )

( 2 - استاد شهيد مرتضى مطهرى ) « آقا محمّد رضا حكيم قمشه‌اى ، او نيز از أعاظم حكما و أساطين عرفاى قرون اخيره است . آقا محمّد رضا - كه شاگردان و دوستانش نام او را به صورت مخفّف ، « آمرضا » ، تلفظ مىكردند - اهل قمشهء ( شهرضا ) اصفهان است ، در جوانى براى تحصيل به اصفهان مهاجرت كرد و از محضر ميرزا حسن نورى و ملّا جعفر لنگرودى بهره‌مند شد ، سالها در اصفهان عهده‌دار تدريس فنون حكمت بود . حدود ده سال پايان عمر خود را در تهران به سر برد و در حجره مدرسه صدر مسكن گزيد و فضلا از محضر پر فيضش استفاده كردند . پر شورترين دوره زندگانى حكيم قمشه‌اى ده سال آخر است . وى مردى به تمام معنى وارسته و عارف مشرب بود ، با خلوت و تنهائى مأنوس بود و از جمع تا حدودى گريزان . در جوانى ثروتمند بود ، در خشكسالى 1288 قمرى تمام ما يملك منقول و غير منقول خود را صرف نيازمندان كرد و تا پايان عمر درويشانه زيست . حكيم قمشه‌اى در اوج شهرت آقا على حكيم مدرّس زنوزى و ميرزا ابو الحسن جلوه به تهران آمد و با آن كه مشرب اصليش صدرائى بود ، كتب بو على را تدريس كرد و بازار ميرزاى جلوه را كه تخصّصش در فلسفه بو على بود شكست . به طورى كه معروف شد : « جلوه از جلوه افتاد » . حكيم قمشه‌اى هرگز جامه روستائى را از تن دور نكرد و در زى و جامهء علما در نيامد ، مرحوم جهانگير خان قشقايى كه سالها شاگرد او بوده است نقل كرده كه به شوق استفاده از محضر حكيم قمشه‌اى به تهران رفتم ، همان شب اوّل خود را به محضر او رساندم ، وضع لباسهاى او علمائى نبود ، به كرباس فروشهاى سده مىمانست . حاجت خود را به دو گفتم ، گفت ميعاد من و تو فردا در خرابات . خرابات محلى بود در خارج از تهران ( قديم ) و در آن جا قهوه خانه‌اى بود كه درويشى آن را